تواناییهای پسر ما در ماه 11
سلام به پسر مامان که روز به روز داره شیرینتر میشه
این چند روزه که بابای کردن رو یاد گرفتی و وقتی میگیم رادوین چی بخوره میگه اب سریع میگم رادوین رو کجا ببریم میگی دددر دباره سریع میپرسم رادوین چی بخوره دوباره میگی اب ............... همینطور ادامه میدم امکان نداره اشتباه کنی همه رو درست میگی گاهی اوقات تعجب میکنم بابایی میگه پسرمون نابغه هست . دو روز که بهت یاد دادم میگم رادوین چی هست میگی بگو اقا ولی شما میگه اق .
میگم رادوین چی هست میگه اق 
دستاتو جمع میکنی مثلا میگی بیا بیا
1 ماهی میشه که همین که بابایی میاد پیش من بشینه جیغ میزنی و گریه میکنی نمی دونم یعنی حسودی میکنی
همین بابایی دستمو بگیره داد و فریاد راه میندازی :)
عاشق بیرون رفتنی همین که عصر بشه دوست داری بریم بیرون .
مامان جون (مادر شوهری ) رو خیلی دوست داری وقتی بری پایین دوست نداری بیای حتی بغل من نمیایی .و من رو ناراحت میکنی ولی شما وقتی بری بغل مامان جون اصلا امکان نداره بیا بغل من و بابایی 
تازگیها لجبازی میکنی نمیدونم این کلمه لجبازی درست که من میگم یا نه شاید هم اقتضای سنت هست ولی چیزی که دوست داشته باشی رو باید به دست بیاری وگرنه لج میکنی و خودتو میزنی


تواناییهای پسر ما در ماه 11
